کمی به خویش آییم که شاید فردا دیر باشد!
سه شنبه هشتم دی 1388
به قلم علی ایاز / مدیر بامداد نیوز
کمی به خویش آییم که شاید فردا دیر باشد!
اگر کسی چنین ادعا نماید که ایران امروز ، سیاسی ترین و در عین حال پر تنش ترین کشور خاور میانه است ، شاید سخنی به گزاف نگفته باشد چرا که تایید این مدعا کاری بس دشوار نمی نماید
22 خرداد 88 85% واجدان شرایط رای دادن به پای صندوق های رای رفتند و نوشتند و به صندوق انداختند و خوانده شد و احیانا خوانده نشد و هرچه بود فردای آن روز رییس دولت نهم در سمت خویش باقی ماند و مامور تشکیل کابینه ی دهم گردید و از پی آن هم از فردا ، نخست اعتراض ، تقلب، کودتای مخملی و کمی بعد خس و خاشاک ، بگیر و ببند و اوین ، کهریزک و به این ها اضافه شد ندا آقاسلطان ، اعرابی و ...، مننجیت ، دادگاه اعترافات ، ابطحی ، عطریانفر ، پزشک کهریزک ، سازمان قضایی نیروهای مسلح ، نیروهای خودسر و... و البته به این واژه ها باید اضافه کرد فوت آیت الله متنظری ، تاسوعا و همین دیروز بود که باز خبر آوردند عاشورای 88 تهران ،خواهر زاده ی میر حسین موسوی ، آتش زدن کلام الله مجید و ...
و دردناک تر از همه تمثال مبارک بنیانگذار فقید انقلاب اسلامی و هتک حرمت جماران و ....
و شاید اگر حوصله ی این مقال بیش از این بود و خوانندگان این سطور یاری میکردند بیشمار حوادثی که می توان از پی هم ذکر نمود . همه ی این ماجراها در طول و عرض کمتر از هفت ماه روی داد و از پی آن حوادث ، مصیبت هایی که بر مردم و نظام نازل گردید و در کنار این همه ، فرصت طلبی غربی ها و تهدید به تحریم بیشتر و تعین ضرب الاجل هم باید اضافه نمود . خدا وکیلی کلاه خود را قاضی کنیم ،
چه میزان از این حوادث سزاوار این ملک و مردمانش بود ؟
عقلای قوم ، سران هردو طرف برای کاستن از آلام و اندوه این حوادث دلخراش چه کردند؟
از آن همه حوادث که در ماه های نخست بعد از انتخابات اتفاق افتاد ، فاکتور بگیریم و به همین عاشورای 88 کمی به اجمال بپردازیم
همه ی ما جمله شیعیان و دلسوختگان سالار و سرور شهیدان اباعبدالله الحسین هستیم و بی شک کمترین جسارت و اصايه ادب به صاحت مقدسش را بر نمی تابیم و آنچه در روز عاشورای 88 و بدست برخی فرصت طلب غیرمسلمان که همواره اصل اسلام را نشانه رفته اند به وقوع پیوست به شدت محکوم می کنیم و این تعارف نیست . نه اصحاب میر حسین موسوی با این جماعت بی دین و غیر مسلمان سر و کاری هست و نه دوستانی که خود را به اصطلاح اصولگرا می نمامند . لیکن آنچه مهم است این است که در چنین روز حساسی که ایران داغدار ماتم کربلاست ، این داغ تازه که بر پیکر مجروح ایران اسلامی به ناحق نشست ، ناشی از چه رفتار و گفتاری بود که چنین دردمندانه آحاد مردم مسلمان را به سوگ اعتقادات و باورهای عمیق مذهبیشان نشاند و خون بیگناهانی بر پهنه ی خیابان های شهر جاری ساخت ؟
براستی هیچ از خود پرسیده ایم که چرا این مصايب بر ما نازل گشت ؟ و ما برای پرهیز از نزول این بلایای خود خواسته ، چه کرده ایم و چه نکرده ایم؟ و وظیفه ی عقلا و بزرگان قوم در قبال چنین پیشامدهای ناگوار چیست؟ آیا تلاش برای کاستن از ابعاد دهشتناک ماجرا و سعی در عادی سازی مناسبات اجتماعی و رفع کدورت های موجود و نیز پیشگیری از تکرار حوادث مشابه ، تنها راه مقابله با این فجایا نیست؟
خداوند به یادگار با ارزش شهید مرتضی مطهری ( جناب آقای علی مطهری ) عمر با عزت عنایت فرماید ! مگر چه می شود که سایرین همچون این بزرگوار ، زبان به بیان دردمندانه ی حقایق بازنمی نمایند و با دعوت از همگان به طرح وحدت ملی و آشتی بین یاران دیروز انقلاب توصیه نمی نمایند تا شاید راه برون رفت از این فضای شکننده هرچه زودتر فراهم گردد
آیا فکر می کنیم که اگر به جای اندیشیدن به برون رفت از وضعیت موجود ، خود را به جای مردم بنشانیم و با صدای بلند فریاد بزنیم که « مردم سراسر کشور می خواهند به تهران بیایند و فتنه را خاموش کنند و ما نمی گذاریم ! » به آرام کردن فضا کمک کرده ایم؟
جناب مدیر عامل محترم خبرگزاری آیا اندیشه کرده اید که اگر مردم از شما مصاحبه ای را در رسانه ی پر بیننده شما می خوانند و در آن مصاحبه مدعی می شوید :« در صورت تعلل مسوولین، مردم مستقیما اغتشاشگران را مجازات می کنند .» موجب نخواهید شد تا دامنه ی آشوب و به قول شما اغتشاش از این که هست فراتر رفته و مردم در خیابان ها به جان هم افتند؟
و شما عالی جنابی که لباس تقوا و عمامه ی رسول بر سر نهاده اید و خود را روحانی و مدافع دین احمدی می نامید با کدام منطق به رییس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام که منصوب رهبری است چنین می فرمایید«ایشان بارها به رهبری خیانت کرده است ! » فکر نمی کنید مردمی که این سخن شما را میشنوند در پیش خود تصور می کنند که مبادا شما با دیگر کسان بر سر مال و جاه و جلال دنیا به نزاع مشغولید و درد دین ندارید؟
دوستان ما در خبرگذاری فارس قصد دارند تا کجا به پیش بروند؟ آیا هیچ اندیشیده اند که پوشش خبری یکسویه و قضاوت های جهت دار و گاهی آمیخته به افترا و ناسزاگویی هیچگونه کمکی به بهبود شرایط مملکت نخواهد کرد؟و آیا وقت آن فرا نرسیده است که بزرگان از همه ی طرف های داخل در انقلاب به خود آیند و اجازه ندهند تا کار از این که هست سخت تر گردد و نظام و مردم را بیش از این داغدار اقدامات کور برخی فرصت طلب بی دین ننمایند؟
و آیا زمان آن فرا نرسیده است که همه به حقیقت و در صف واحد پشت سر نظام و رهبری آن قرار گیریم و و از رهبری برای منافع زودگذر خویش هزینه ننماییم؟
بدانیم که ایران اسلامی و نظام جمهوری اسلامی که حاصل خون های فراوان شهیدان راه آزادی است متعلق به امروز و امروزیان نیست بلکه فردای این مملکت نیز محتاج همین نظام و رهبری است قدری به خویش آییم و قدر این فرصت ها را بدانیم که شاید فردا دیر باشد
